کرامات و معجزات حضرت زهرا (س)
کرامات و معجزات حضرت زهرا (س)

مگر می‌شود به بانوی دو عالم حضرت زهرای مرضیه (س)، ام ابیها، مادر حسنین، مادر قمر بنی هاشم، همسر علی (ع)، مادر پهلو شکسته توسل کرد و جواب نگرفت؟! مگر می‌شود؟! يا فاطِمَةُ الزَّهْراءُ ، يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ ، يَا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُولِ ، يَا سَيِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكِ إِلَى اللّٰهِ وَ […]

مگر می‌شود به بانوی دو عالم حضرت زهرای مرضیه (س)، ام ابیها، مادر حسنین، مادر قمر بنی هاشم، همسر علی (ع)، مادر پهلو شکسته توسل کرد و جواب نگرفت؟! مگر می‌شود؟!

يا فاطِمَةُ الزَّهْراءُ ، يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ ، يَا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُولِ ، يَا سَيِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكِ إِلَى اللّٰهِ وَ قَدَّمْناكِ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا ، يَا وَجِيهَةً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعِي لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛

کرامت حضرت فاطمه (ع) به سیّد بحرالعلوم

 به گزارش ترشیز خوان، سیّد بحرالعلوم می فرماید:
در عالم رؤیا دیدم در مدینه مشرّف بودم و مرا جناب پیغمبر (ص) احضار نمود. داخل حجره ی مقدّسه شدم. دیدم جناب پیغمبر (ص) در صدر مجلس قرار گرفته و حسنین (ع) و حضرت فاطمه (ص) در حاشیه ی مجلس قرار گرفته اند و جناب علی (ع) سرپا ایستاده است.

به دست بوسی رسول خدا (ص) مشرّف شدم. مرا مخاطب به خطاب «مَرحَبا بِوَلَدی» نموده و کمال محبّت و مهربانی را درباره ی من مبذول داشت. مسئله ای چند سؤال نمودم. فرمودند: «از امام زمان خود سؤال کن.» پس صاحب الأمر را حاضر نمودند و مسائل خود را سؤال نمودم.
پس رو به فاطمه (ع) نموده فرمودند: «پسرت را بگیر.»

پس فاطمه (ع) دست مرا گرفته، به حجره ی خود برد و از من رویش را نمی گرفت و گویا صورت مبارکش، الحال در نظرم هست. پس فاطمه (ع) برای من آش آورد که همه ی حبوبات در آن بود. تناول نمودم و در نهایت شوق از خواب بیدار شدم.

چنان شرح صدری برای من اتّفاق افتاده بود که هرچه بعد از آن در کتاب ها می دیدم به یک مرتبه حفظ می نمودم و همیشه طالب آن آش بودم.
روزی از مادرم سؤال نمودم که آش به این صفت دیده ای؟
گفت: بلی، در عجم، متعارف است که می پزند و جمیع حبوبات داخل آن می کنند و آش فاطمه ی زهرا (ع) می نامند.

چرخيدن آسياى دستى به خودى خود در خانه حضرت زهرا (س)

جناب ابوذر مى‏ گويد: رسول خدا (ص) مرا به دنبال على (ع) فرستاد. به خانه‏ اش رفتم و او را خواندم، ولى پاسخ مرا نداد. و آسياب دستى را ديدم كه بدون اينكه كسى باشد به خودى خود، مى‏ گردد. دوباره او را خواندم، بيرون آمد و با هم نزد رسول خدا (ص) رفتيم و پيامبر متوجه على (ع) شد و چيزى به او گفت كه من نفهميدم.
گفتم: شگفتا! از دستاسى كه بدون گرداننده مى ‏گردد.
آنگاه پيامبر (ص) فرمود: خداوند قلب دخترم فاطمه و اعضا و جوارحش را پر از ايمان و يقين كرده و چون خداوند ضعف او را دانست، پس در روزگار سختى به او كمك كرد و كفايتش نمود. مگر نمى‏ دانى كه خداوند، فرشتگانى را قرار داده تا خاندان محمد را يارى دهند؟!

بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۹۶

توسّل ابوطالب (علیه السّلام) به حضرت فاطمه (علیهاالسّلام)

قبل از تولّد امام علی (علیه السّلام) در «مکّه» زلزله ی شدیدی رخ داد؛ به طوری که سنگ های بزرگ از «کوه بلقیس» جدا شده و به پایین پرتاب می شد. حضرت ابوطالب (علیه السّلام) بر بلندی آمد و گفت:
«الهی و سیّدی اسئلک بالمحمدیّه المحمودة و بالعلویّة العالیّة و بالفاطمیّة البیضاء الا تفضلّت علی اهل التهامة بالرّحمة و الرأفة؛

پس همان زمان زمین آرام گرفت و مردم آن کلمات را حفظ کرده و در شداید و بلاها می خواندند؛ ولی جهت آن را نمی دانستند.

انتهای پیام/